خبرنامه

لطفا ایمیل خود را وارد کنید
 
   

تعریف وتاریخچه هوش

توضیح ساده ای از هوش انسانها
چه اتفاقى افتاد كه انسان، همان انسانى كه روزگارى براى فرار از آسیب حیوانات روى درخت مى خوابید و از سنگ و ریشه و ساقه هاى گیاهان براى حفظ جانش استفاده مى كرد!... توانست به ماشین پرنده، شكافتن اتم، نفوذ در دل اقیانوس و فضا و هزاران اندیشه نوى دیگر فكر كند.
او از همان کودکی كه با دستانش تمام ناشناخته هاى اطراف را لمس كرد و با فكر توانمندش با سایر همنوعان ارتباط برقرار كرد، قدرت خارق العاده اى را به نمایش گذاشت تا نشان دهد حیوانى فهیم و هوشمند است كه با نیروى دست و مغز خود این برترى را نشان مى دهد.
در همین راستا بود كه نه تنها نسبت به سایر موجودات تفاوتهاى عمده اى را نشان داد، بلكه بر مبناى همین هوش و خرد عده اى از انسانها از عده دیگر متمایز شدند و افراد هوشمند و باخرد اسبابى در دست گرفتند كه گروهى از نعمت به كارگیرى آن چندان بهره اى نداشتند. كلیدى كه بسیارى از درها را باز مى كرد! با همین باور بود كه كم كم به این نتیجه رسیدند عده اى نسبت به عده دیگر خوش فكرتر هستند و سعى كردند این تفاوتها را به شكلهاى مختلف بیان كنند و از همان كودكى به آموزش استفاده از نیروى اندیشه و هوش انسانی بها دادند.
اگر اهل دیدن كارتون باشید، حتما كارتون «ایكیو سان»همان پسر باهوشى كه با كمى تأمل اندیشه هاى نویى را ارائه مى داد، به خاطر دارید. خلق این كارتون براى كودكان سنین پایین گویاى این تفكر بود كه از نیروى فكر خود استفاده كنید.در واقع نام این پسر تداعى «IQ» بود! اصطلاحى كه این روزها زیاد استفاده مى شود و حتى در بین كودكان نیز مى شنویم كه در لابه لاى جر و بحث هاى كودكانه شان، آنجا كه مى خواهند به دوستشان نشان دهند كارى از سر بى عقلى كرده است، به طعنه مى گویند!؟ «IQ»

«IQ» چیست؟
 IQ یا همان «Inteligence Quotient» عبارت است از بهره هوشى و با كمك آن مى توان توانایى ذهنى یك شخص را نسبت به سایر افراد از همان گروه سنى ارزیابى كرد كه با استفاده از تستهاى هوش بررسى و محاسبه مى شود.

توضیح علمی و تحقیقی درمورد هوش
هوش توانایی ذهنی است و قابلیت های متنوعی مانند استدلال، برنامه ریزی، حل مساله، تفکر انتزاعی، استفاده از زبان و یادگیری را دربر می گیرد. هوش افراد حاصل تعامل عوامل فردی (ساختار مغز و ژنتیک) با عوامل محیطی است.
متداول‌ترین تعریف هوش عبارت است از ”شایستگی و استعداد یادگیری افراد“. بعضی هوش را استعداد کلی و قدرت استفاده از تجربیات و برخی مانند ”پیاژه“ توانائی سازگاری و انطباق با محیط تعریف کرده‌اند. به‌طوری که ملاحظه می‌شود در هر یک از این تعاریف بر جنبه‌های خاصی از هوش تأکید شده است.
بطور کلی تعاریف متعددی را که توسط روان شناسان برای هوش ارائه شده است، می‌توان به سه گروه تربیتی (تحصیلی) ، تحلیلی و کاربردی تفسیم کرد.
تعریف تربیتی هوش
به اعتقاد روانشناسان تربیتی ، هوش کیفیتی است که مسبب موفقیت تحصیلی می‌شود و از این رو یک نوع استعداد تحصیلی به شمار می‌رود. آنها برای توجیه این اعتقاد اشاره می‌کنند که کودکان باهوش نمره‌های بهتری در دروس خود می‌گیرند و پیشرفت تحصیلی چشم گیری نسبت به کودکان کم هوش دارند. مخالفان این دیدگاه معتقدند کیفیت هوش را نمی‌توان به نمره‌ها و پیشرفت تحصیلی محدود کرد، زیرا موفقیت در مشاغل و نوع کاری که فرد قادر به انجام آن است و به گونه کلی پیشرفت در بیشتر موقعیتهای زندگی بستگی به میزان هوش دارد.

تعریف تحلیلی هوش
بنابه اعتقاد نظریه پردازان تحلیلی ، هوش توانایی استفاده از پدیده‌های رمزی و یا قدرت و رفتار موثر و یا سازگاری با موقعیتهای جدید و تازه و یا تشخیص حالات و کیفیات محیط است. شاید بهترین تعریف تحلیلی هوش به وسیله « دیوید وکسلر » ، روان شناس امریکایی ، پیشنهاد شده باشد که بیان می‌کند: هوش یعنی تفکر عاقلانه ، عمل منطقی و رفتار موثر در محیط.

تعریف کاربردی هوش
در تعاریف کاربردی ، هوش پدیده‌ای است که از طریق تستهای هوش سنجیده می‌شود و شاید عملی‌ترین تعریف برای هوش نیز همین باشد.
تاریخچه مطالعات مربوط به هوش
مساله هوش به عنوان یک ویژگی اساسی که تفاوت فردی را بین انسانها موجب می‌شود، از دیرباز مورد توجه بوده است. زمینه توجه به عامل هوش را در علوم مختلف می‌توان مشاهده کرد. برای مثال زیست شناسان ، هوش را به عنوان عامل سازش و بقا مورد توجه قرار داده‌اند. فلاسفه بر اندیشه‌های مجرد به عنوان معنای هوش و متخصصان تعلیم و تربیت ، بر توانایی یادگیری تاکید داشته‌اند.

در مقاله‌ای معتبر که در سال 1904 منتشر شد، « چارلز اسپیرمن » ، روان شناس بریتانیایی ، نخستین کوشش برای تحقیق در ساختمان هوش را با روشهای تجربی و کمی تشریح کرد. پیدایش مقیاس هوشی بینه سیمون ، در سال 1905 و به دنبال آن تهیه و استاندارد شدن مقیاس استنفرد _ بینه ، در سال 1916 در امریکا ، از فعالیتهای اولیه به منظور تهیه ابزار اندازه گیری هوش بوده است. البته در سال 1838 « اسکیرول » به منظور تهیه ضوابطی برای تشخیص و طبقه بندی افراد عقب مانده ذهنی ، روشهای مختلفی را آزمود و به این نتیجه رسید که مهارت کلامی فرد بهترین توانش ذهنی اوست. جالب آن که بعدها نیز مهارت کلامی از عوامل اساسی توانش ذهنی شناخته شد و امروز نیز محتوای اکثر تستهای هوش را مواد کلامی تشکیل می‌دهد.
ترستون ، ثرندایک ، سیریل برت ، گیلفورد ، فیلیپ ورنون ، از دیگر افرادی بودند که در زمینه هوش به تحقیق و بررسی پرداختند.

عوامل موثر بر هوش
از عوامل مهم موثر بر هوش ، تغذیه و دیگر شرایط دوران بارداری است. تغذیه مناسب در این دوران و رعایت بهداشت جسمی و روحی مادر ، تاثیر مهمی در هوش نوزاد خواهد داشت. سطح هوشی والدین ، تغذیه دوران کودکی و نوزادی ، شرایط و امکانات محیطی ، نوع ارتباط والدین با کودک از دیگر عوامل موثر در رشد و شکوفایی هوش به شمار می‌روند. عوامل محیطی مثل وجود محرکات مناسب در محیط پرورش کودک که او را به کنجکاوی و کنکاش وا می‌دارد، در بروز و ظهور و شکوفایی هوش وی نقش اساسی دارد.
 آیا هوش ارثى است؟

تصور اینكه میزان هوش را مى توان اندازه گیرى كرد در قرن ۱۹ توسط دانشمند انگلیسى «Francis Galton» مطرح شد. دیدگاه كلى زمان او این بود كه نژاد انسانى تعداد كمى نابغه و تعداد كمى سفیه دارد و بقیه تركیبى از افراد هوشمند هستند. او قابلیتهاى هوشى را مانند ویژگیهاى جسمى موروثى مى دانست، همانند آنچه در مورد رنگ مو، چشم و پوست اتفاق مى افتد.
در طى بیش از ۳ دهه گذشته صدها كارشناس با درجه و امتیازبندى هاى متفاوت سعى داشته اند شرایطى ایجاد كنند كه هوش به طرز قابل توجهى افزایش یابد. به همین خاطر در طى چند سال بر روى یك سرى افراد آزمایشهایى انجام دادند و با صرف هزینه هاى بالا بر روى آنها آموزشهایى انجام شد.

پس از پایان كار آموزش نتیجه چنین بود:
1- تفاوت در مقیاس IQ معادل ۱۰-۵ واحد شد.
2- ماندگارى مطالب مدت كوتاهى بود و در عرض یك سال پس از تكمیل آموزشها كمرنگ شد.
3-و مهمتر از همه اینكه آنها در چارچوب خاصى آموزش دیدند و تنها در همان محدوده موفق عمل نمودند و در صورت عمل كردن
و تغییر تست ها عملكرد خوبى نشان ندادند.
در حال حاضر به این نتیجه رسیده اند كه تفاوتهاى فردى در IQ و ظرفیت پردازش اطلاعات شدیداً تحت تأثیر فاكتورهاى موروثى است و آموزش و تمرین و تكرار تا ۱۵% میزان IQ را تغییر مى دهد.