خبرنامه

لطفا ایمیل خود را وارد کنید
 
   

تاریخچه خلاقیت

روند شکل گیری کلمه خلاقیت
تحقيقات تجربي و گسترده  مربوط به خلاقيت  به طور عمده  از اواخر دهه 1950 در ايالات متحده آمريكا آغاز شده  است .هر چند پيش  از اين  نيز مطالعاتي محدود  توسط گالتون ، والاس، پاتريك  راس من  و ديگران  در زمينه  خلاقيت  صورت پذيرفته  بود ، ولي تا آن زمان  خلاقيت  به عنوان  موهبتي كه به افراد  قليلي از اجتماع اعطا شده  ،در نظر  گرفته مي شد.

شوك اسپوتنيك  در اواخر 1950 حركت گسترده اي را در مراكز علمي و تحقيقاتي آمريكا و اروپا موجب گرديد. اين جنبش  با هدف  جبران عقب ماندگي هاي  علمي  تحقيقاتي  غرب و با بكارگيري امكانات مالي  قابل توجه  صورت پذيرفت  و باعث  رشد سريع تحقيقات  مربوط  به خلاقيت  شد.

گليفورد يكي از پيشگامان  اين گرايش  به حوزه خلاقيت  محسوب مي گردد.

هدف پروژه  تحقيقاتي گليفورد  و همكاران  وي آن بود  كه درباره  ماهيت هوش انسان  و فرآيند ذهني  كه منجر  به  ظهور  رفتار خلاق  مي  شود ،تحقيق كند.
گروه گليفورد موفق شد  قابليت هايي نظير  سيالي ذهن ، انعطاف پذيري  و حساسيت  نسبت  به مسائل را كشف كند.پس از گليفورد  گروه  بارون و مك گيلان  با هدف  تعيين  ويژگي هاي شخصيتي  افراد  خلاق تحقيقات  دامنه داري  را در  دانشگاه  كاليفرنيا  انجام دادند .همچنين  تحقيقات  پل تورنس   در مورد  روشهاي  پرورش  خلاقيت  در كودكان  و نوجوانان  نتايج  پرباري  را  به همراه  داشت . تايلور  و همكاران  با جمع آوري  سرگذشت  افرادي  كه از لحاظ علمي  سرآمد  محسوب مي  شدند ،سعي  كردند خصوصيات  و ويژگي هاي  افراد  خلاق  را مشخص  كنند. تحقيقات مربوط به خلاقيت  از آن زمان  تا كنون  به طور خستگي ناپذيري  ادامه  يافت  و روزبه روز بر وسعت  و غناي موضوعات  مورد مطالعه  افزوده  مي  شود .آنها  چهار كاركرد  عمده  براي  ذهن خلاق قائل هستند كه عبارتند از :

پديد  آوردن  يك محصول يا خدمت  جديد

پديد آوردن  كاربري جديد از يك محصول يا خدمت  جديد

حل يك مسئله

حل يك  منازعه

از آنجايي كه شناخت مسائل، تحليل و بازسازي  اطلاعات ، ابداع راه حل ها  يا  تعديل  هاي نو يا بديع  فعاليت هاي ذهني  است  كه براي  فرآيند خلاقيت  ضروري  است و از آنجا كه خلاقيت  واژه اي  بسيار مبهم است  و بين  محققان و روانشناسان  در مورد  تعريف  آن اتفاق نظر  جامعي  وجود ندارد، لذا لازم است  كه مفهوم  خلاقيت  با دقت بيشتري بررسي شود.

از جمله  به اين  نكته  ظريف توجه  شود  كه خلاقيت  خود يك فرآيند است ،نه توليد.در هر حال  در مطالعه خلاقيت بايد  به  دو نكته بسيار مهم توجه داشت :

الف- اول اين كه  خلاقيت مي  تواند  خلق شكل ها يا صورت هاي نو از ايده ها يا توليد هاي كهنه باشد،در اين صورت  عمدتا فكرها  و ايده هاي گذشته  است  كه اساس خلاقيت  هاي جديد  قرار مي  گيرد.

 
ب- دوم اين  كه خلاقيت  امري  است  انحصاري و حاصل تلاش فردي و لزوما  موقعيت  يا اقدامي  عمومي نيست .
يعني ممكن  است  فردي چيزي را خلق كند  كه قبلا هيچ گونه  سابقه ذهني  از آن  نداشته است ، گرچه آن چه  كه او  خلق كرده است  ،  به صورتهاي  مشابه  يا كاملا يكسان  قبلا توسط شخص  ديگري و در موقعيت خاصي خلق شده باشد.