خبرنامه

لطفا ایمیل خود را وارد کنید
 
   

بدون خلاقیت هرگز

صاحب‌نظران عقیده دارند تفکری می‌تواند به خلاقیت بینجامد که ویژگی‌های مربوط به خود را داشته باشد. آنان می‌گویند در تفکر خلاق، راه‌های غیرعادی و معمولی نظر فرد خلاق را به خود جلب می‌کند؛ پیچیدگی جریان کار در تفکر خلاق و عدم انتظام مراحل مختلف آن تفاوت دیگر آن با انواع تفکر عادی است.

آنچه تفکر خلاق را ممکن می‌سازد عبارت است از:کسب معلومات به همراه مهارت‌های عقلانی، محرک‌های حسی یا پاره‌ای از سرگرمی‌ها،‌ طرز تفکر انتقادی، ابتکار عمل و رهایی از جمود روانی، ایده‌آل‌ها و آرزوها،‌قدرت تخیل و مساعد بودن عوامل اجتماعی و فرهنگی.

خلاقیت و نوآوری آنچنان به هم عجین شده‌اند که ارائه تعریفی مستقل از هر کدام واقعا دشوار است اما برای تقریب ذهن می‌توان گفت:خلاقیت اشاره به قدرت ایجاد فکر و اندیشه‌ای نو دارد و نوآوری به معنای کاربردی کردن آن افکار نو و تازه است.

متاسفانه در نظام تعلیم و تربیت ما (خانواده، مدرسه و دانشگاه) نه تنها تلاش هدفدار برای کشف، رشد و تعالی خلاق‌ها و خلاقیت صورت نمی‌پذیرد بلکه به علت عدم آگاهی و عدم برخورداری از روش‌های‌نوین آموزش و تربیت، خلاقیت کشته می‌شود و کسی هم دادش درنمی‌آید!
با این توضیح مختصر باید یادآور شد که جهت اجرایی کردن نوآوری و دستیابی به شکوفایی، شایسته و بایسته است تا در اقدامی برنامه‌ریزی شده و با عزمی ملی تصمیم بگیریم تا خلاقیت و خلاق‌ها را به راستی دریابیم و بدانیم که اگر بخواهیم کارنامه درخشانی را در پایان سال ارائه دهیم باید به خلاقیت بپردازیم؛ زیرا نوآوری و شکوفایی بدون خلاقیت هرگز اتفاق نخواهد افتاد.
پیشروها، ‌برنده‌اند...
سرعت تغییرات و محدودیت منابع در جهان به نحوی است که آدمی به ناچار نیازمند کشف راه‌های نو و روش‌های جدید در زمینه‌های مختلف است؛ حقیقت این است که باید کوشش قابل ملاحظه‌ای صورت پذیرد تا تصویر وسیع، پربار و دقیق‌تری از آینده داشته باشیم. داشتن تصویر مناسب از آینده و موضوعاتی که در آن اتفاق خواهد افتاد ما را در مواجهه با مشکلات و نیازمندی‌های مقابله با آنها، آماده نگاه می‌دارد. به این ترتیب که اگر تصویر یک جامعه از آینده بیش از حد کوچک،‌کم مایه و احتمالا نادرست باشد، نظام آمادگی در برابر تغییر را ناکارآمد می‌کند و به همین دلیل است که می‌توان برآورد صحیح و مناسب از آینده را جزء مهم‌ترین پارامترهای مدیریتی جامعه به حساب آورد.
لازمه برآورد صحیح از آینده و پیش‌بینی راهکارهای مناسب و تاثیرگذار در مسئله و موضوع و در نتیجه ایستادگی و پاسخگویی بموقع در مواجهه با مشکلات و نیازمندی‌ها،‌این است که هم بیشتر بدانیم و هم بتوانیم پیشتر به دانایی‌ها و توانایی‌ها دست یابیم و با نوآوری، شکوفایی در استعدادها، توفیقات شگرف در عرصه‌های گوناگون را نصیب خود گردانیم.
بی‌تردید مدت زمان و میزان سرعت دستیابی به اطلاعات و دانایی‌ها و نیز مهارت‌یابی در استفاده زودتر و بهتر از منابع و امکانات می‌تواند عامل پیش برنده و موثری به حساب آید که قادر است از طریق ابتکار عمل،‌اظهار اقتدار کند.
سرآمدها، تیزهوشان و نخبگان در جامعه ما می‌توانند از عوامل بسیار تاثیرگذار باشند ولی وقت آن رسیده است که به خلاقیت به عنوان عاملی بسیار کارساز، جهت دستیابی به نوآوری و شکوفایی در همه عرصه‌ها،‌ توجه شود.
خلاقیت، نقطه شروع برای هر نوآوری است که کاری سخت به حساب می‌آید ولی با همت آدمی، قابل وصول و دست یافتنی است.
بروز خلاقیت و برخورداری از نوآوری مستلزم این است تعداد زیادی از افرادی که دارای مهارت‌های گوناگون و مکمل هستند با یکدیگر کار کنند. در نوآوری تلاش می‌شود ایده‌های خلاق به صورت محصولات یا ارائه خدمات برنامه‌ریزی شده به مشتریان هزینه‌ها را بهبود بخشیده و درآمدهای جدید را ایجاد کنند و با افزایش بهره‌وری و استفاده بموقع و بهینه از عنصر زمان، پیشرفت و شکوفایی را به ارمغان آورند.
نوآوری محصول تصوری نو و بهره‌گیری از قوه ابتکار است که به بهره‌برداری در حد بالا از امکانات موجود منتهی می‌شود. پیشنهاد این است:
1 - در بلند مدت به موضوع خلاقیت و تربیت روحیه خلاقانه در نظام تعلیم و تربیت توجه اساسی شود.
2 - در کوتاه مدت با زمینه‌سازی‌های مناسب به خلاقیت که در پستوی اندیشه‌ها و تصمیم‌گیری مدیران زندانی شده است، ارزش‌گذاری در خورشأن داده شود.
3 - سازمان‌ها و نهادها با استقرار نظام پیشنهادها و گردش آزادانه نظرات و حذف موانع،‌ زمینه خلاقیت، ‌نوآوری و شکوفایی را فراهم آورند.
4 - همزمان با تاسیس سازمان‌های حامی تیزهوشان و نخبگان، به تاسیس انجمن‌های طرفدار خلاقیت و نوآوری همت گماشته شود؛ چه اینکه به شهادت تاریخ، غالب اختراعات و نوآوری‌ها در طول زندگی بشری و قرون اخیر، ‌از آن خلاق‌ها بوده است.